پارهفکرهای بنکاوانه (8)
اگر خواستی فکری را نابود کنی، کافی است تا تخمِ تکثردر آن بیافکنی و یکّهگیِ احتمالیاش را بستانی؛ تکثر، خود، آن ایده را نابود خواهد کرد.
با این حساب، آیا ایدهیِ نابود نشدهای باقی مانده است؟
« نگاه دختر عاقل به نامهی عاشقانه | صفحهی اصلی | The limited and the limitless »
اگر خواستی فکری را نابود کنی، کافی است تا تخمِ تکثردر آن بیافکنی و یکّهگیِ احتمالیاش را بستانی؛ تکثر، خود، آن ایده را نابود خواهد کرد.
با این حساب، آیا ایدهیِ نابود نشدهای باقی مانده است؟
* مستانهپارههای شبانه: "گفتگو" آیین درویشی نبود؟
* گر مرد رهی غم مخور از دوری و دیری
* و گاه در رگ یک حرف خیمه باید زد
* خرده نکتههایی در باب اخلاق تجارت (the ethics of business)
* پارهفکرهای بنکاوانه (9)
* پاره-فکرهای بنکاوانه(6) دلیل و دلیلتراشی
آدرس ترکبک برای اين مطلب
http://www.malakut.org/cgi-bin/mt33/donbalak.cgi/1161
نظرها
اگر باور داشته باشیم که تکثر ایده را نابود می کند...که من شخصا باور ندارم .
Posted by: مهسا | March 17, 2007 6:58 PM
بسیاری از احکامی که افراد بر موضوعی بار میکنند به خاطر وحدت و یکپارچگی موهومی است که در موضوع می بینند. مثلا وقتی اسلام به خشونت متصف میشود یا غرب به مادیت، باید پرسید: کدام اسلام و کدام غرب؟ این پرسش آغاز تلاش برای افکندن تخم تکثر در موضوعی است که از سر وهم یکه انگاشته شده.
Posted by: یاسر میردامادی | March 18, 2007 11:33 AM
بسم الله الرحمان الرحیم. سلام! چند ساعت قبل سی دی را دادم به یکی از رفقای مشهدی برایت بیاورد مشهد. هر دو فایل گفت و گوی اوستا و حائری ی یزدی.
Posted by: seyyed abbaas | March 19, 2007 4:50 PM
با سلام
پیشاپیش سال نو بر شما مبارک.
می تونیم تو مشهد با هم ملاقات کنیم؟؟/
موفق باشی
Posted by: farhad | March 20, 2007 2:11 PM
سلام؛ به قول این اعراب "والله ما باعرف"! من خلی منظورتون رو متوجه نشدم. راستی عیدت مبارک
Posted by: شمرشناسي | March 20, 2007 6:02 PM
بسم الله الرحمان الرحیم. سلام! فعلاً آمدن به مشهد میسرم نیست. اگر بیاییم، بهت تلفن می کنم.
درباره ی «تکثر» و «یکه بودن»، طبق مقاله ی قبلت («نگاه دختر عاقل به ...») باش، یعنی اصلاً به معنای تکثر و یکه بودن، محتاطتر توجه کن.
قربانت.
Posted by: seyyed abbaas | March 20, 2007 10:20 PM
سلام اگر عیداست مبارک وگرنه اسبابی شاید باشد برای خیلی تحول های دیگر و بهتر از جمله در درون پر غوغای هر یک از ما . . . اما در مورد متن بن کاوانه ات باید بگویم آری تکثر هر چیز را ویران ممکن است کند اما اولا اگر این اعتقاد درست باشد که تکثرموجب ویرانی شود چرا که در همین اعتقاد تکثر جاری است ثانیا برخی امور تکثر بردار نیستند تکثر در برخی امور معنا یی در بر نخواهد داشت و نه تنها تکثر مشکلی را حل نخواهد کرد بلکه نزاعی در خواهد افکند مردانه
Posted by: محمد طاهری | March 21, 2007 8:58 PM
yaser jan, sal e no,at "NO" bad.
Posted by: ali | March 22, 2007 2:36 AM
سلام
عيدتان مبارك بر شما و بيت معظم
اين شيوه ي پيشنهادي شما در باره نابود كردن افكار، خود فكري است با وارد شدن احتمالات بسياري بر آن؛
در ابتداي كتاب وارثان عاشوراي عين صاد، مطلبي در رابطه با ارتباط واقعيت با استدلال و برهان آمده است كه به نظرم بحثي پيشيني نسبت به ايده شما است
Posted by: محمد رضا ملايي | March 22, 2007 12:56 PM
محمد عزیز !سال نویات
دیر کهنه باد. دیر زی و شاد
زی
اما درباره نکتهای که گفتهای،باید بگویم اگر جملهی من شامل خودش نیز بشود، آنگاه جملهی من در یک مصداق دیگر نیز تایید شده است.
Posted by: یاسر میردامادی | March 23, 2007 4:13 PM
سلام.........
اگر جمله شما مصداقي براي جمله تان باشد يا بايد از صحت اين ايده (كه جمله تان حامل آن است) دست بكشيد و يا با تسلسلي پايان ناپذير خو بگيريد
Posted by: محمد رضا ملايي | March 24, 2007 12:17 AM
بسم الله الرحمان الرحیم. سلام!
قسمتی از نوشته ی هم مدرسه ی سابقت در http://madreseyema.blogfa.com/post-81.aspx :
«کمتر می شود که از مرگ کسی خوشحال شوم مگر اینکه آن فرد چیزی شبیه صدام، فهد، منتظری یا رفسنجانی باشد. »
Posted by: sdnufhs sdnlplnd jivhk | March 24, 2007 2:24 AM
سلام .سال نو مبارک.
سالی همراه با بهروزی و شادکامی همراه با معنویت بیشتر یزایتان آرزومندم.
Posted by: zahra arab | March 24, 2007 11:57 AM
بسم الله الرحمان الرحیم. سلام!
نقل قول از http://www.hanouz.com/archives/000090.html :
«... از سوی دیگر یکی از مهم ترین مقدمه های گفت و گو زبان مشتر ک است .دوستداران فردید اغلب برای واژه های شناخته شده که دارای معنای متعارفی نیز هستند معناهای دیگری در نظر دارند و با سخنان فردید نیز همین برخورد را می کنند . انان بابی اعتنایی به مبانی شکل گرفته دانش های مختلف و بر ساختن واژه هایی بدون پشتوانه نظری نه تنها اندیشه های خود را نقد ناپذیر می کنند که راه را بر هر گفت و گویی می بندند ؛زیرا گفت و گو جز با زبان مشترک ودریافت مشترک از مفاهیم ممکن نمی شود .به همین دلیل انان در جزیره ای زبانی گرفتار می شوند که فقط خود ی ها به ان راه می یابند وتازه همان هم با اختلاف های بسیار. با این همه زبان انان البته بیش تر تقلیدی است از شیوه سخن گفتن فردید ؛همان واژه های اشنا ومبهم که فقط در قاموس انان معنا می یابد. در همین ویژه نامه هم این شباهت زبانی به شدت محسوس است.البته بی انصافی است که خیال کنیم فقط این ها به این مشکل دچارند .شاگردان ودوستداران سروش نیز هم مثل او می نویسند ؛این نکته در نشریات دوم خرداد به وضوح دیده می شد. ...»
آنچه برای من تازگی داشت دیدن نام سروش بود ...
Posted by: sdnufhs sdnlplnd jivhk | March 24, 2007 4:45 PM
اضافه کنم:
چه بسا اگر طرفداران سروش یا مخالفان سروش، بتوانند «مانند سروش بنویسند»، بخت خوش آنها است. سروش قلم و زبان و ادبیات قوی و غنی دارد. اصلاً از رموز موفقیت سروش، ادبیات او است.
Posted by: sdnufhs sdnlplnd jivhk | March 24, 2007 4:49 PM
ببخشید. در سه کامنت، نام من اشتباه تایپ شده. اشتباه تایپ کردم.
Posted by: سیدعباس سیدمحمدی تهران | March 24, 2007 4:54 PM